گلچین اجتماعی 2

 

 

تقدیم به مادر


اي واي مادرم


آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فكر آش و سبزي بيمار خويش بود

امّا گرفته دور و برش هاله اي سياه
او مرده است و باز پرستار حال ماست

در زندگيّ ما همه جا وول مي خورد
هر کُنج خانه صحنه اي از داستان اوست

در ختم خويش هم به سر کار خويش بود

بيچاره مادرم

***

هر روز مي گذشت از اين زير پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما

امروز هم گذشت
در باز و بسته شد

با پشت خم از اين بغل کوچه مي رود
چادر نماز فلفلي انداخته به سر

کفش چروک خورده و جوراب وصله دار

او فكر بچه هاست

هر جا شده هويج هم امروز مي خرد
بيچاره پيرزن همه برف است کوچه ها

***

او مُرد ودر کنار پدر زير خاک رفت

اقوامش آمدند پي سر سلامتي

يک ختم هم گرفته شد و پُر بَدَک نبود

بسيار تسليت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زياد

اما نداي قلب به گوشم هميشه گفت:
اين حرف ها براي تو مادر نمي شود.

***

او پنج سال کرد پرستاري مريض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد

اما پسرچه کرد براي تو؟ هيچ، هيچ
تنها مريضخانه، به امّيد ديگران

يک روز هم خبر: که بيا او تمام کرد.

در راه قُم به هر چه گذشتم عبوس بود

پيچيد کوه و فحش به من داد و دور شد
صحرا همه خطوطِ کج و کوله و سياه

طومار سرنوشت و خبرهاي سهمگين
درياچه هم به حال من از دور مي گريست

تنها طواف دور ضريح و يكي نماز
يک اشک هم به سوره ي ياسين من چکيد

مادر به خاک رفت.

***

اين هم پسر، که بدرقه اش مي کند به گور
يک قطره اشک مُزد همه ي زجرهاي او

اما خلاص مي شود از سرنوشت من
مادر بخواب، خوش

منزل مباركت.

***

آينده بود و قصه ي بي مادريّ من
نا گاه ضجه اي که به هم زد سكوت مرگ

من مي دويدم از وسط قبرها برون
او بود و سر به ناله برآورده از مغاک
خود را به ضعف از پي من باز مي کشيد

ديوانه و رميده، دويدم به ايستگاه
خود را بهم فشرده خزيدم ميان جمع
ترسان ز پشت شيشه ي در آخرين نگاه
باز آن سفيدپوش و همان کوشش و تلاش

چشمان نيمه باز:
از من جدا مشو.

***

مي آمدم و کله ي من گيج و منگ بود
انگار جيوه در دل من آب مي کنند

پيچيده صحنه هاي زمين و زمان به هم
خاموش و خوفناک همه مي گريختند

مي گشت آسمان که بكوبد به مغز من
دنيا به پيش چشم گنهكار من سياه

وز هر شكاف و رخنه ي ماشين غريو باد
يک ناله ي ضعيف هم از پي دوان دوان
مي آمد و به مغز من آهسته مي خليد:
تنها شدي پسر.

***

باز آمدم به خانه، چه حالي! نگفتني
ديدم نشسته مثل هميشه کنار حوض
پيراهن پليد مرا باز شسته بود

انگار خنده کرد ولي دل شكسته بود:
بردي مرا به خاک سپردي و آمدي؟
تنها نمي گذارمت اي بينوا پسر

مي خواستم به خنده درآيم به اشتباه

اما خيال بود

اي واي مادرم...

.

.

.
استاد شهريار .....به ياد همه مادران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید ، چرت بزنید.

اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید ، به پیک نیک بروید.

اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید ، به تعطیلات بروید.

اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید ، ازدواج کنید .

اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به ارث ببرید.

و اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید ،
یاد بگیرید کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید

((استیو جابز)) .

ليونل مسي بالاخـره جواب ايراني‌هـا را داد!

از اتمام مراسم قرعه کشي جام جهاني 2014 و مشخص شدن رقيبان ايران، عده اي از هموطنان در يک اقدام ناپسند به صفحه شخصي ليونل مسي ستاره تيم ملي آرژانتين در فيس بوک هجوم آورده و به او فحاشي کردند. نظراتي که تعداد آنها از 40 هزار مورد تجاوز ميكرد. ولي ليونل مسي اين اقدام زشت را بي پاسخ نگذاشت و اينگونه جواب فحاش ها را داد. او در جواب هجوم ايراني‌ها گفت: «من براي اين افراد متاسفم، زدن اين حرف‌ها خيلي غيردوستانه است.»


نمونه‌اي از اين کامنت‌ها را بخوانيد:

- مسي تو که مسي، اگه طلا هم بودي هيشكاري نمي‌تونستي جلوي ايران بكني داداش.

- چهارسال قبل کامران نجف‌زاده رفت با مسي مصاحبه کنه، مسي گفت ايرانو نميشناسه و مصاحبه نكرد. الان بايد بيک زاده طوري بزنتش که که قيافش شبيه دفاع راست فوتبال دستي شه.

- مسي جون يک ماه يارانه خودتو بده بيگ‌زاده تا ولت کنه

- مسي تنها نيست

"هاشم اول"

- اگه تيم ملي پشتكار شمارو داشته باشه با اين کامنت گذاشتناتون، آرژانتين سهله برزيل رو هم مي‌بريم!

- آهن آلات، ضايعات، مسي‌جات خريداريم!

- مسي، هاشم بيگ زاده را به مناظره دعوت کرد

- بچه‌ها از امروز اينجا پاتوق شد تا شروع جام جهاني. به دوستان خود بگوئيد!

اين فقط نمونه‌اي از کامنت‌هايي بود که در شب گذشته از سوي برخي کاربران ايراني در صفحه مسي منتشر شده بود. شايد ديگر نيازي به گفتن هيچ جمله‌اي نيست و با خواندن اين نظرات بدانيم که چقدر بد، فرهنگ ايراني را نشان داده‌ايم. اي کاش همه اين دوستان انرژي خود را در جاي ديگري صرف مي‌کردند که به نفع ايران و ايراني بود. جالب اينجاست که در کامنت‌هاي آخر، کاربران از صفحه مسي خسته شده‌اند و با يكديگر قرار گذاشته‌اند که حركت خود را در صفحه ادين ژكو مهاجم تيم ملي بوسني ادامه دهند.

شايد يكي از کامنت‌هايي که در انتقاد از اين نظرات روي صفحه مسي گذاشته شده بود به خوبي حق مطلب را ادا کند:

- واقعا نمي‌دونم منظورتون از اين کامنتا چيه، فقط ميدونم باعث ميشيد جهان سومي بودن مون رو به رخمون بكشن


 

8 اشتباه زنانه در رابطه جنسی و راه حل آنها

 

عرش نیوز:


حرکات نادرست
متون وسوسه انگیز و لباسهای بدن نما می توانند در کتابها و فیلم ها مردان را شهوانی کنند، اما در زندگی حقیقی چطور؟ دکتر کامی بالک می گوید: «مردان هرگز توسط زنانی که بیشتر زمان خود را در مقابل آینه و صرف پوشیدن لباس های شهوت انگیز می کنند، تحریک نمی گردند؛ حتی سیگنال های ظریفی که انتظار دارید از طرف شوهرتان به چشم علامت دیده شود، می تواند شهوت جنسی او را خاموش کند». در این مطلب 8 اشتباه این چنینی و راه حل تبدیل آنها به رفتارهای کارآمد را شرح داده ایم.

۱- آرایش بیش از حد
مردان شیفته زنان موقر و پاکیزه هستند. استفاده بیش از حد از لوازم آرایشی باعث می شود در نهایت این جمله را از همسرتان بشنوید: «زیر این همه آرایش چرا پنهان شده ای؟» دکتر بالک می گوید ذات مردان چنین است که نوع طبیعی را بیشتر می پسندند. مزه خوب آنها را مجذوب خود خواهد کرد و بر عکس زیاده روی آنها را فراری خواهد داد.

۲- زمان بندی برای رابطه جنسی
استفاده از پیام های شهوتناک می تواند ضربان قلب شوهرتان را چند برابر کند؛ اما تعیین زمان برای معاشقه فشار زیادی بر وی اعمال خواهد نمود. دکتر جین گریر متخصص روابط زناشویی و مجری یکی از برنامه های رادیویی در این خصوص می گوید: «پیام هایی مانند ((منتظرم تا بیای خونه)) یا ((بعد از کلاس یوگا مال تو هستم)) باعث قابل پیش بینی شدن معاشقه می شود؛

این امر می تواند هیجان مرد را نابود کند. اگرچه با زمان بندی، وقت معاشقه بیشتری را خواهید داشت، اما بخاطر بسپارید که زمان دقیق را مرموز نگه دارید. سعی کنید متون و پیام هایتان کمتر دارای جزییات باشد، مثل: ((دنبال فرصتی هستم تا هرچه زودتر با تو باشم)) یا ((چطوره بچه رو بعضی وقتا بزاریم خونه مامانم؟))»

۳- خاموش کردن چراغ ها
حتما دلیلی وجود دارد که مردان عاشق تماشای مسابقات فوتبال با کیفیت عالی هستند. به گفته دکتر گریر این مخلوقات، موجودات بسیار بصری محسوب می شوند و شیفته آن هستند که تا حد امکان هنگام معاشقه ببینند. اصرار بر داشتن رابطه جنسی در محیطی تیره و تار می تواند این تصور را در مرد زندگی تان ایجاد کند که بیشتر به ظاهر خود اهمیت می دهید نه احساسی که وی در شما ایجاد می کند.

همین عدم اطمینان ، آواری می شود بر سر جولان مردانه وی در اتاق خواب. اگر در روشنایی راحت نیستید در اتاقی با نور اندک یا با چند عدد شمع معاشقه را انجام دهید.

۴- چنگ اندازی!
آنچه که در فیلم ها بسیار اغوا کننده و تحریک آمیز به نظر می رسد می تواند علاوه بر ایجاد زخم، برای وی بسیار دردناک نیز باشد. دکتر پیر شوارتز متخصص روان شناسی در دانشگاه واشنگتن می گوید: «شهوت یک لحظه بخصوص می تواند سبب شود تا شریک جنسی تان را محکم در آغوش گرفته و بخواهید به عمق جان وی رخنه کنید؛ اما مراقب باشید که پوست وی را پاره نکنید.

بجای چنگ زدن، نوک انگشتانتان را فشار دهید و تمام بدن وی را به آرامی لمس کنید. زمانی که وی در رابطه جنسی به درستی رفتار می کند، برای تشویق عشقتان وی را محکم تر در آغوش بفشارید».

۵- تظاهر به ارگاسم
این حقیقت وجود دارد که برای زنان رسیدن به اوج لذت جنسی کار آسانی نیست. در واقع میانگین زمان ارگاسم زنان ۲۰ دقیقه است و چه کسی همیشه این همه وقت در اختیار دارد؟ دکتر گریر می گوید: «بیشتر زنان فکر می کنند مجبورند برای اثبات مردانگی شریک جنسی شان ارضا شوند، اما مردان تظاهر در این مورد را تشخیص می دهند.

اگر مردی احساس کند در صمیمی ترین لحظات به او دروغ می گویید، درباره ارزش وجودی خود دچار تردید می شود؛ پس به وی نشان دهید که چه زمانی شما را تحریک می کند اما اگر ارضا نشدید یک پایان سینمایی را شبیه سازی نکنید».

۶- بازی کردن نقش دوشیزه ضعیف و شکننده
برخی از زنان فکر می کنند نقش بازی کردن مردان را شیفته آنان می کند، اما بخاطر داشته باشید زیاده روی در این کار شما را فردی وابسته یا احمق جلوه خواهد داد. هیچ مردی نمی خواهد پرستار یک زن کودک صفت باشد.

بنا به گفته دکتر بالک مردان، زنان باهوش تر را جذاب تر می یابند. در صورت نیاز به وی اجازه دهید تا در کارهای پیچیده یا تعمیر سینک ظرفشویی به شما کمک کند، زیرا مردان دوست دارند مشکلات را حل و فصل نمایند؛ اما اگر می توانید خودتان مشکلی را حل کنید، بهتر است دست به کار شوید.

۷- کارگردانی صحنه معاشقه
بین جسور بودن و کنترل همه جانبه اتاق خواب تفاوت وجود دارد. دکتر شوارتز می گوید: «نباید کاری کنید که همسرتان احساس بی عرضگی نماید یا دائما بایدها و نبایدها وی را کنترل نمایید؛ کافی است تنها لحظه لذت بخش در معاشقه را به وی نشان دهید. در معاشقه رئیس مآبی نمره آن چنان بالایی ندارد.

بجای حکمرانی بر حرکات وی، وقتی دارید از کارهای همسرتان لذت می برید لب به سخن بگشایید و یا یادآوری کنید که دفعات قبلی بخشی از بدنتان لذت وصف ناپذیری را تجربه کرده است. مردان ترجیح می دهند نواحی درست را خود کشف کنند نه اینکه به آنها بگویید کدام ناحیه دقیقا مدنظر شما است».

۸- داشتن معاشقه در اولین قرار عاشقانه
هیچ چیز مانند تعجیل در انجام معاشقه شما را در امور جنسی بی قید جلوه نمی دهد. دکتر گریر می گوید: «صمیمیت بیش از حد در اولین تماس این مساله را به ذهن مرد می رساند که شما تنها برای یک شب اینجایید. ترک مرد با یک بوسه شب بخیر (البته اگر احساس می کنید این مرد می تواند شوالیه رویاهایتان باشد) یک جدایی بدون نقص بوده و وی را بیشتر خواهان شما خواهد نمود».
منبع : مجله پزشکی مادر

 

 


 

12 عشقی که زندگی شما را سیاه می کند


یک بار دیگر شخصیت فردی را که به او علاقمند شده اید مرور کنید. این مطلب می خواهد هشدار دهد که محبوب شما ممکن است دچار نوعی اختلال شخصیت باشد اما شما چون دوستش دارید، متوجه آن نشوید.


 12 عشقی که زندگی شما را سیاه می کند


عرش نیوز:
عشق پدیده غریبی است که هر کسی در زندگی حداقل یک بار آن را تجربه می کند. گاهی ماجرا شکل پیچیده ای به خودش می گیرد و ما عاشق کسی می شویم که دچار درجه هایی از اختلال های شخصیتی است. شاید خودشما هم الان درگیر همین نوع رابطه هستید اما خودتان خبر ندارید و یا نمی خواهید قبول کنید. شاید هم از علائم این نوع عشق ها بی خبرید. صفحه های بعد را مرور کنید.

چرا افراد با اختلال شخصیت جذابیند؟
** جنبه هایی از شخصیت هستند که مانع از شناخت افراد دارای اختلال شخصیت در همان اوائل آشنایی می شوند. این افراد غالبا اول آشنایی تصویر خیلی خوبی از خودشان ارائه می دهند که بقیه را جذب می کند. افراد دارای اختلال شخصیت از نظر ظاهری با بقیه فرقی ندارند و آنها هم ممکن است زیبا و باهوش باشند و در کارشان حسابی افراد موفقی باشند که این ویژگی ها باعث می شود برای دیگران جذاب به نظر برسند.

از سوی دیگر، برای تشخیص اختلال شخصیت، باید گذشته او را دانست و اطلاعات زیادی از روابط او با دیگران و الگوهای رفتاریش داشت که در آشنایی کوتاه مدت به دست نمی آید. علاوه بر همه اینها، افراد دارای اختلال شخصیت ویژگی هایی را از خودشان بروز می دهند که می تواند دیگران را مجذوب آنها کند؛ برای مثال آیا تا به حال کسی از اطرافیان تان شیفته فردی شده است که خیلی شیرین زبان است؟

یا با ساختن داستان درباره اینکه به چه موقعیت های بالایی رسیده و چه آدم های مهمی را می شناسد. او را به خود جذب کرده باشد؟ همین ویژگی ها که او را جذب کرده، اتفاقا مربوط به اختلال شخصیتی او بوده است. به هر حال، در این باره دوستتان را سرزنش نکنید و یادتان باشد که همه ما دارای این گرایش درونی هستیم که به سمت افراد نابهنجار جذب می شویم! جواب او به این سوال ها، تا حدی دلیل های شخصی او را برای جذب شدن به چنین افرادی روشن تر می کند:

* آیا چنان مبهوت ویژگی های ظاهری یا رفتاری او شده است که باعث می شود بسیاری از ویژگی ها و رفتارهای ناپسند از چشمش دور بماند؟

* آیا فردی که به او علاقه دارد، دارای ویژگی هایی است که او به شدت فاقد آنها است؟

* آیا او خودرا ملزم به کمک به این افراد و نجات آنها می داند؟

* آیا هنگام اقدام به ترک فرد مورد علاقه اش، حتی اگر آن را ضروری هم بداند، دچار احساس گناه می شود؟

* آیا نیاز به کمک به نیازمندان آنقدر دراو قوی است که خودش را ناتوان از ترک چنین آدمی می بیند؟

* آیا او در همان لحظه اول آنچنان عاشق می شود که دیگر معایب شخصیتی و رفتاری او را نمی بیند؟

* آیا عزت نفس او آنقدر شکننده است که گفتن کلمه نه به فردی که فکر می کند در مقایسه با خودش موقعیت برتری دارد، برایش خیلی دشوار است؟

* آیا فقط به این فکر است که از تنهایی فرار کند؟

آیا دوستانتان با این شخصیت ها برخورد داشته اند؟

* آیا رابطه آنها بسیار شورانگیز شروع شد و بعد به دلایلی نه چندان قابل قبول، به سردی گرایید؟

* آیا خواستگار او از تاثیر رفتارهایش روی دیگران آگاهی ندارد؟

* آیا خواستگار او رفتارهایی دارد که به نظر نامناسب است اما خودش با آنها مشکلی ندارد؟

* آیا وقتی برای تصحیح رفتار او اقدامی می شود، به آن اعتنایی نمی کند و یا واکنش منفی دارد؟

* آیا او معمولا اول ، رابطه خیلی خوبی با بقیه برقرار می کند و بعد کارش به دلسردی و دلخوری و کناره گیری می کشد؟

* آیا خواستگار او آنقدر به توجه و محبت نیاز دارد که دوستتان را به ستوه آورده است؟

* آیا خواستگار او آنقدر منضبط و منظم است که هر تغییر برنامه ای او را عصبانی می کند؟

* آیا رفتار خواستگار او عجیب و غریب است و اصلا برای همین است که دوستتان دوستش دارد؟

* آیا بددلی ها، نگرانی ها و سوءظن های خواستگارش امان دوستتان را بریده است؟

** اگر جواب ها به سوال های بالا مثبت است، ورود او را به جمع افراد دارای سابقه ارتباط با اختلال شخصیتی ها تبریک می گوییم. البته، دراین گروه افراد خیلی زیادی وجود دارند و دوست تان، یکی از متعدد آدم های دارای این تجربه است. یادتان باشد تنها جواب مثبت به یکی از این سوال ها، برای تشخیص اختلال شخصیت در کسی که او را دوست دارد کافی نیست اما بد نیست قدری شک او را برانگیزد.

 

عشاق عجیب و غیرعادی
1- محبوب شکاک (اختلال شخصیت پارانوئید)

علائم:
* گمان می کند که به او آسیب می زنند، یا به او دروغ می گویند یا قصد دارند از او سوء استفاده کنند.
* ظاهرا همیشه برایش جای تردید وجود دارد که دیگران به او وفادار هستند یا نه.
* از اینکه بخواهد اعتماد کند می ترسد و صمیمانه همه چیز را با محبوبش در میان نمی گذارد.
* حرف های دیگران را، حتی اگر شوخی یا تعریف و تمجید باشد، علیه خود تعبیر می کند یا فکر می کند قصد تمسخر او را دارند.
* وقتی از کسی ناراحت می شود، کینه او را برای همیشه به دل می گیرد.
* فکر می کند مورد حمله دیگران قرار گرفته، در نتیجه به سرعت عصبانی و پرخاشگر می شود.
* خشک و رسمی و فاقد حس شوخ طبعی است.
* گاهی بقیه را می ترساند چون احساس می شود توانایی این را دارد که به دیگران آسیب برساند.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
خیلی از افراد جذب افراد مرموز و تودار می شوند. انگار می خواهند از راز و رمز این دسته از افراد سر در بیاورند. به علاوه، آدم های شکاک گاهی زخم خورده به نظر می رسند و در بعضی ها این احساس را به وجود می آورند که رسالت کمک به او را دارند.
در واقع، افرادی که نیاز دارند دائم مورد تایید دیگران باشند و وفاداری خود را به کسی ثابت کنند و آدم هایی که شک و تردید و دائم چک شدن را به پای عشق و علاقه می نویسند و دوست دارند دائم کنترل شوند، جذب چنین افرادی می شوند. آدم هایی که نیاز به مراقبت کردن از شخص دیگری دارند هم مستعد برقراری رابطه با پارانوئیدها هستند.

آخرش چه می شود؟
رابطه با این افراد می تواند خطرناک باشد چون اگر احساس کنند محبوبشان به آنها آسیب خواهد زد، ممکن است تصمیم بگیرند در این کار پیشدستی کنند. خبر بد اینکه این دسته از افراد اغلب درمان هم نمی شوند چون به درمانگر هم اعتماد نمی کنند و واکنش شان به درمان خیلی تهاجمی است.

[«قرمز» حکایت مردی است که با وجود عشق زیادی که به همسرش دارد، نمی تواند او را باور کند و دست از تردید بر نمی دارد.]

 

2- محبوب منزوی (اختلال شخصیت اسکیزوئید)

علائم:
* علاقه ای به ارتباط نزدیک با دیگران ندارد، حتی کسی که محبوبش است.
* فعالیت های فردی را ترجیح می دهد، حتی به بودن با خانواده.
* تعداد فعالیت ها و وقایعی که می تواند برای او جذاب باشد، خیلی اندک است.
* به غیر از اعضای خانواده، فرد دیگری با او نزدیک و صمیمی نیست.
* انگار نسبت به تمجید و حتی انتقاد اطرافیان بی تفاوت است.
* به نظر بقیه، سرد و منزوی و بی احساس یا شاید خجالتی است.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
این افراد به دلیل درونگرایی و گوشه گیری خود می توانند برای بقیه جذاب باشند، به علاوه افرادی که می خواهند طرف مقابل شان فقط با آنها وقت بگذراند و خیال خیانت هم به سرش نزند، جذب چنین آدم هایی می شوند. همچنین این دسته از آدم ها، احساسات افرادی را قلقلک می دهند که می خواهند دائم از شریک زندگی شان مراقبت کنند، به جای او حرف بزنند، به جای او تصمیم بگیرند و خلاصه مثل یک پرستار مهربان برای او باشند. اگر کسی نیاز دارد که طرف مقابلش به او خیلی احتیاج داشته باشد، احتمالا جذب اسکیزوئیدها می شود. نکته تلخ و خنده دار ماجرا این است که بعد می فهمد آنها اصلا به او نیازی ندارند و بود و نبودشان آنقدرها هم فرقی نمی کند.

آخرش چه می شود؟
اسکیزوئیدها خیلی به درمان جواب نمی دهند چون منزوی بودن مهمترین مکانیسم دفاعی است که همه عمرشان داشته اند و نمی خواهند آن را ترک کنند. بنابراین نباید از آنها عصبانی شد و اگر قرار است با چنین آدم هایی زندگی کنید، باید بی خیال تغییر آنها شوید. باید بگذارید به حال خودشان باشند و در فعالیت هایی که دوست دارند شریک شد. اگر قرار است همسری داشته باشید که قلبش برای خانواده بتپد، اسکیزوئیدها مناسب نیستند.

[«فارست» شخصیت ساده و دوست داشتنی است که خیلی هم توجه جلب می کند اما بیشتر سرگرم کارهای خودش است تا کارهایی که مردم معمولا انجام می دهند.]

 

3- محبوب غیرعادی (اختلال شخصیت اسکیزوتایپال)

علائم:
* افکار او به نظر همه تا حدی عجیب است.
* حوادث، اتفاق ها و خلاصه همه چیز در زندگی عادی برای او معنای خاصی دارند.
* انگار دنیا را به روش خاصی تجربه می کند، آنقدر که گاهی هیچ کس از دنیای او چیزی سردر نمی آورد.
* عواطف، هیجان ها و ابراز احساس های او به نظر عجیب و نامتناسب می رسند.
* دوستان صمیمی زیادی ندارد.
* زیاد علاقه به موقعیت های اجتماعی ندارد چون با دیگران احساس راحتی نمی کند.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
افراد اسکیزوتایپال، اسرارآمیز، شگفت انگیز و حتی سرگرم کننده اند، برای همین هم در دیدارهای اول، می توانند جذاب باشند. آنها یک دنیا حرف هایی دارند که در زندگی تان نشنیده اید و می توانند باعث خنده یا شگفتی شوند. به علاوه گاهی رفتارها و پوشش متفاوت آنها، به بقیه این احساس را می دهد که افرادی جسور هستند و همین، خودش جذابیت است. همچنین متفاوت بودنشان، حس این را که بخواهند از آنها مراقبت کنند در افراد به وجود می آورد. البته، معمولا آدم هایی جذب اسکیزوتایپال ها می شوند که خودشان هم رگه هایی از عجیب و غریب بودن داشته باشند! از ما گفتن بود، باید مراقب بود!

آخرش چه می شود؟
باید در رابطه با این افراد حسابی پوست کلفت بود و آمادگی طرد شدن در موقعیت های اجتماعی را داشت. همچنین باید برای بارها عصبانی شدن از دست او آماده شد. نباید برای تغییر او عجله به خرج داد و باید قدم به قدم در کنار او بود تا بتواند کم کم با اجتماع کنار بیاید. اگر چنین صبری وجود ندارد، بدانید ترک کردن ناگهانی او می تواند حسابی به او آسیب بزند. پس، این کار حتما باید به تدریج و با کمک یک متخصص انجام شود.

[«ذهن زیبا» به خوبی مردی را به تصویر می کشد که با بقیه فرق دارد. حتی نقوش لباس های دیگران را به شیوه ای غریب و معنادار می بیند. نگاهی که بقیه با آن ارتباط نمی گیرند و همین دلیل هم از او فردی تنها می سازد.]

 

عشاق فریبنده و خطرناک
4- محبوب نمایشی (اختلال شخصیت هیستریونیک)

علائم:
* دوست دارد همیشه مورد توجه همه باشد و بسیار تلقین پذیر است.
* رفتارها و نوع لباس پوشیدنش برای جلب توجه است.
* نگرش خاصی درباره مسائل مهم زندگی ندارد، دیدش سطحی است و حرفی برای بیان کردن در جمع ندارد.
* تحمل مورد بی توجهی قرار گرفتن را ندارد و زود احساساتش تغییر می کند. حتی ممکن است در جمع به پرخاشگری و قشقرق بپردازد.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
اگر فردی با چنین آدم هایی وارد رابطه شود، احتمالا از آن دسته آدم هایی است که هیجان خواهی درونی خود را دائم سرکوب می کند یا شاید برای خود به اندازه کافی ارزش قائل نیست که نیازهای خود را در رابطه به رسمیت بشناسد و بخواهد که برطرف شوند.

آخرش چه می شود؟
برای داشتن یک رابطه زناشویی عمیق و با دوام، یک فرد هیستریونیک به هیچ وجه مناسب نیست. اگر فردی می خواهد چنین رابطه ای را ادامه دهد، باید حد و مرزهای خیلی دقیقی را تعیین کند و سر حرف خودش هم بماند. باید انتظارها درباره روابط، نوع لباس پوشیدن و رفتار کردن این افراد مطرح شود و در این باره قاطع بود. باید خود را برای پرخاشگری های آنها آماده کرد و از یک درمانگر کمک گرفت. اگر تصمیم به جدایی از آنها گرفته شد، باید از حمایت خانواده و دوستان استفاده شود تا از خشم او زیاد آسیب ندید.

[شخصیت زن مهم فیلم «زندگی خصوصی» برگرفته از یک شخصیت هیستریونیک است.]

 

5- محبوب توفانی (اختلال شخصیت مرزی)

علائم:
* اقدام های دیوانه وار انجام می دهد تا از سوی محبوبش طرد نشود و معمولا رفتارهای او را طوری تعبیر می کند که انگار قصد ترک او را دارد.
* در تاریخچه زندگی او رفتارهای تکانشی وجود دارد، مانند رانندگی پرخطر، پرخوری، اعتیاد، ولخرجی و ...
* در تاریخچه زندگی او ارتباط های بی ثبات با دیگران وجود دارد.
* بارها اقدام به خودکشی یا آسیب رساندن به خود کرده یا دست کم ژست آن را گرفته است.
* نوسان های شدید هیجانی دارد، برای مثال از شادی به افسردگی یا از آرامش کامل به خشم خیلی شدید.
* احساس پوچی مزمن دارد.
* پرخاشگری های بی مورد کلامی و فیزیکی دارد.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
در بیشتر موارد، شخصیت های مرزی را زنان تشکیل می دهند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بسیار جذاب، پرشور، پر از هیجان، بدون حد و مرز و جسور ظاهر می شود که خیلی جذاب است. او در ابتدا هیچ رفتار ناخوشایندی ندارد و کسی به مشکل دار بودن او شک نمی کند. افرادی که از بالا و پایین شدن زیاد در رابطه و واکنش های ناگهانی خوششان می آید، یا احساس می کنند رسالت نجات فردی اینچنین بی ثبات را دارند، وارد چنین روابطی می شوند.

آخرش چه می شود؟
درمان چنین فردی اگرچه کند و دشوار اما ضروری است. تمام تهدیدهای او به خودکشی باید جدی گرفته شود. باید با تفکر سیاه و سفید او مقابله و متهم شدن به بی عاطفه بودن را دائم تحمل کرد. زندگی با افراد دارای اختلال شخصیت مرزی از هر اختلال دیگری دشوارتر است. به هر حال باید مراقب بود به تفکرهای خود تخریبی او دامن نزد و به او فهماند که اگر دلخوری وجود دارد به معنای این نیست که از او متنفرند. سرانجام این افراد، اگر بعد از تلاش های مکرر برای خودکشی زنده بمانند، در بیشتر موارد افسردگی است.

[سابقه خودکشی، رفتارهای تکانشی، تصمیم های عجولانه و بدون فکر کردن به عاقبت کار ویژگی های شخصیت باران کوثری در فیلم «بغض» است.]

 

6- محبوب خطرناک (اختلال شخصیت ضد اجتماعی)

علائم:
* در فعالیت هایی شرکت می کنند که خلاف قانون است و احتمالا سابقه بازداشت یا مشکلات قانونی دارد.
* بارها به خاطر منافع خود، به دیگران دروغ می گوید و آنها را فریب می دهد.
* تکانشی است، یعنی رفتارهایش ناگهانی است و به عاقبت آنها فکر نمی کند. اصلا انگار هیچ چیز برایش درس عبرت نمی شود.
* بارها نشان داده برای رفاه و سلامتی دیگران اهمیتی قائل نیست.
* ثبات و شرافت لازم در زمینه شغلی خودش را ندارد.
* روحیه پشیمانی و عذرخواهی ندارد و در برابر آسیبی که به دیگران می زند یا ناراحتی هایی که درست می کند، به جای عذرخواهی، بهانه می تراشد و خود را توجیه می کند.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
افراد ضد اجتماع به شدت در برقراری ارتباط مهارت دارند و خیلی سعی می کنند جذاب و بامزه باشند. آنها باعث می شوند احساس شود یک رابطه جالب دو طرفه برقرار شده و آینده ای پر از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی پیش روی است. واقعا چه کسی از این شرایط بدش می آید؟ البته قضیه به این سادگی ها هم نیست. گاهی افراد جذب کسی می شوند که به نظر جالب و قوی می رسند؛ آدمی که اگرچه خیلی خودش را احساساتی، مودب و با وجدان نشان می دهد اما در عمل نشانی از احترام به انسان ها در رفتارش نیست. احتمالا عزت نفس این افراد آسیب دیده است و برای خودشان به اندازه کافی، ارزش قائل نیستند.

آخرش چه می شود؟
اگر کسی فکر می کند صبرش لبریز نخواهد شد، همیشه می تواند سکوت کند، دروغ بشنود و تحقیر شود، همه بار مسوولیت زندگی را به تنهایی به دوش بکشد، با خیانت های مکرر کنار بیاید و پای محاکمه و مانند آن هم بنشیند، می تواند زندگی با چنین فردی را امتحان کند، در غیر اینصورت، هر جا جلوی ضرر را بگیرد، سود کرده است.

[عبرت نگرفتن و برنامه ریزی مداوم برای تبهکاری، عاقبت خیلی از ضد اجتماعی های پیشرفته است که در فیلم «درایو» به تصویر کشیده می شود.]

 

7- محبوب خودپسند (اختلال شخصیت خودشیفته)

علائم:
* خود را از همه مهم تر می داند و تمام وقت در حال تعریف از خود است.
* خود را فرد خیلی خاصی می داند که تنها آدم های خیلی برجسته می توانند درکش کنند.
* همیشه خودش را حق به جانب می داند و انتظار دارد بقیه در راستای خواسته های او رفتار کنند.
* از دیگران برای خواسته های خودش سوء استفاده می کند.
* توانایی درک دیگران یا همدلی با آنها را ندارد و در واقع بقیه را آنقدر مهم و با ارزش نمی داند.
* به شدت به دیگران حسادت می کند اما مدعی است که این دیگران هستند که حسادت می کنند.
* همواره نیاز به شنیدن تعریف و تمجید از سوی دیگران، به خصوص خانواده دارد.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
برخلاف باور عمومی، بیشتر خودشیفته ها، مرد هستند. آنها خیلی جذاب و با اعتماد به نفس ظاهر می شوند و با دروغ ها و گزافه گویی های فراوان، دیگران را شیفته خود می سازند. اما اگر کسی به این افراد توجه کند، ممکن است به این دلیل باشد که درگذشته یاد گرفته همیشه در خدمت دیگران باشد و به خواسته های خود توجه نکند. همچنین اگر عزت نفس و اعتماد به نفسش خیلی ضعیف باشد، ممکن است کم کم طوری وارد بازی یک فرد خودشیفته شود که خودش هم باور کند او برتر است و دارد او را با همه ضعف هایش تحمل می کند. حتی شاید از این بابت از او ممنون هم باشد.

آخرش چه می شود؟
آدم های خودشیفته، یا در کودکی زیادی مورد توجه بوده اند یا برعکس، آنقدر بی اعتنایی دیده اند که با خودشیفتگی دارند از خودشان دفاع می کنند. درمان آنها دشوار است چون اصلا دیگران را در حدی نمی بینند که بخواهند آنها را تغییر دهند. اگر بتوان خیلی قاطع ماند و راه را بر تحقیر دیگران بست، برای مثال حد و مرزهای خیلی روشنی گذاشت، خیلی جدی و با بی اعتنایی می توان تا حدی اوضاع را کنترل کرد. همچنین اگر بتوان او را در بازی خودش انداخت و برای مثال با تعریف ، وسوسه اش کرد تا درست رفتار کند، اوضاع بهتر می شود. با اینحال، زندگی با یک خودشیفته می تواند تمام توان افراد را بگیرد و از آنها فردی افسرده و بدون اعتماد به نفس بسازد.

[دارسی در فیلم «غرور و تعصب» به هیچ کس بها نمی دهد، هیچکس را در حد و اندازه خود نمی داند و از هر فرصتی برای سرکوفت زدن به دیگران و تحقیر آنها استفاده می کند.]

 

8- محبوب فرساینده (اختلال شخصیت پرخاشگر - منفعل)

علائم
* به طور غیرمستقیم از انجام وظایف شغلی و اجتماعی سر باز می زند.
* همواره از این شاکی است که بقیه او را درست درک نمی کنند.
* در بسیاری از موارد ، لجوجانه به بحث و جدل می پردازد.
* ظاهرا بدون هیچ دلیل مشخصی از افراد مافوق خشمگین است و از آنها دائم انتقاد می کند.
* نسبت به آدم های موفق تر احساس حسادت می کند.
* در بسیاری از موارد با اغراق، از مشکلات زندگی خودش گله دارد.
* همواره بین اطاعت انفعالی و نافرمانی خصمانه در نوسان است.
* رفتارهایش به طور غیرمستقیم، خوشبختی و موفقیت های شریک زندگی اش را از بین می برد.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
جذب آدمی که همیشه با نیش و کنایه حرف می زند و همیشه خشم دارد، کار ساده ای نیست. اگر کسی چنین فردی را دوست دارد احتمالا می خواهد در نقش یک منجی ظاهر شود واو را از گرفتارهایی که می گوید، رها کند. علاوه بر این، شاید فردی که زیاد غر می زند، شبیه به یکی از والدین او باشد و با همه سختی هایی که رابطه با او دارد، باز برایش یادآور فضای خانه باشد و به همین دلیل رفتارهای اعصاب خردکن او را تحمل می کند.

آخرش چه می شود؟
افراد منفعل - پرخاشگر، اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران را تخریب می کنند وتلاش برای تغییر او هم بی نتیجه است. در واقع این شخصیت ها می توانند دیگران را به طور کامل نابود کنند. برای همین بهتر است این رابطه ادامه پیدا نکند. به علاوه بایدمراقب بود که تصمیم گیری یا تعیین تکلیف را به عهده او نگذاشت چون اوضاع سخت می شود و خلاصه حسابی پشیمانی به بار می آورد.

[شخصیت اصلی فیلم «راننده تاکسی» از همه عصبانی است. عصبانیت او حد و مرزی ندارد. انگار باید از همه انتقام بگیرد. خشم او به همه مربوط است و فیلتری ندارد.]

 

عشاق مضطرب و نیازمند
9- محبوب هراسان (اختلال شخصیت اجتنابی)

علائم:
* به دلیل ترس از انتقاد و عدم تایید، از فعالیت هایی که نیاز به تعامل با افراد زیاد داشته باشد طفره می رود.
* فقط مایل است با افرادی ارتباط برقرار کند که از آنها خوشش می آید.
* به دلیل احساس شرم و یا ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن، درمورد دنیای درونی خود با حتی صمیمی ترین اطرافیانش هم صحبتی نمی کند.
* در موقعیت های اجتماعی دائم نگران این است که مورد انتقاد قرار بگیرد یا اینکه طرد شود.
* به خاطر احساس بی کفایتی، از حضور در موقعیت های اجتماعی جدید اجتناب می کند و اگر هم در چنین موقعیت هایی حاضر شود، احساس کمتر و پایین تر بودن دارد.
* معمولا سعی می کند وارد فعالیت های جدید و ناشناخته نشود.

چرا جذب چنین آدمی می شویم؟
بسیاری از آدم ها دوست دارند چیزها و افرادی را به دست بیاورند که به نظر دست نیافتنی هستند. آدم های اجتنابی هم به خاطر اینکه رابطه ای برقرار نمی کنند و از آدم ها، با هراس می گریزند، از همان گروه دست نیافتنی ها به حساب می آیند. از طرف دیگر، این افراد به نظر مظلوم هایی می رسند که نیاز به کمک دارند و میل افراد به نجات را قلقلک می دهند. آدم های اجتنابی به نظر خیلی هم امن می رسند چون تمایل به ارتباط با غریبه ها در آنها کمتر است. شاید دوستتان هم به همین دلیل جذب چنین آدمی شده است.

آخرش چه می شود؟
نباید به درمانش دلخوش بود. زندگی با اجتنابی ها می تواند خیلی کسل کننده باشد. اگر دیگران دل به دلش دهند و با همه کناره گیری ها و یکنواختی هایش کنار بیایند، کمکی به بهبود اوضاع نمی کنند. باید صبر به خرج داد، قدم به قدم او را تشویق کرد، او را وارد جمع ها کرد و البته به محدود بودن هم عادت کرد.

 

10- محبوب غمگین (اختلال شخصیت افسرده)

علائم:
* زندگی و رفتارهای او پر از غم و اندوه است.
* احساس بی کفایتی و بی ارزشی دارد و اعتماد به نفسش خیلی پایین است.
* نسبت به خودش دیدی منفی دارد و همیشه در حال سرزنش کردن خودش است.
* بیشتر تمایل دارد خودخوری کند و وقت زیادی را به غصه خوردن می گذراند.
* نسبت به دیگران، از جمله افراد مهم زندگی اش هم دیدگاهی منفی و انتقادی دارد.
* تمایل زیادی دارد که دائم دچار احساس پشیمانی و گناه شود.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
آدم های با شخصیت افسرده درنگاه اول خیلی فروتن و مودب به نظر می رسند. آنها آدم های آرامی هستند که مسوولیت همه چیز را به گردن می گیرند و از دیگران عذرخواهی می کنند. به علاوه به شدت این احساس را در آدم برمی انگیزند که بایداز آنها مراقبت کرد. از طرف دیگر، این دست از آدم ها، به دیگران فرصت مدیریت کامل رابطه را می دهند.

آخرش چه می شود؟
می توان روی کمک درمانگر حساب کرد. می توان عزت نفس او را بالا برد و به او کمک کرد به دنیا این همه تلخ نگاه نکند. جدا شدن از او درشما احساس گناه به وجود می آورد. اگر هم قرار بر ماندن با او باشد، باید مراقب بود خودمان عزت نفس را از دست ندهیم.

[در فیلم «سگ آبی» مردی که از شدت افسردگی به ندرت حرف می زند، با یک عروسک ارتباط برقرار می کند.]

 

11- محبوب آویزان (اختلال شخصیت وابسته)

علائم:
* توانایی تصمیم گیری در امور روزمره بدون کسب اطمینان و نظر پرسیدن از دیگران را ندارد.
* نیاز دارد مسئولیت غالب حیطه های مهم زندگی را به عهده دیگران بگذارد.
* به خاطر ترس از تنهایی، از مخالفت با دیگران یا حتی اظهار نظر پرهیز می کند.
* به دلیل اینکه به توانایی هایش اطمینان ندارد، در شروع یا پایان کارها مشکل دارد.
* به دیگران بیش از حد اهمیت می دهد و برای اینکه مبادا آنها را از دست بدهد، گاه تن به کارهایی می دهد که برای خودش خوشایند نیست.
* وقتی قرار باشد رابطه ای را به پایان ببرد، از ترس تنهایی، سریع سراغ جانشین می گردد.
* خیلی نگران است که به تنهایی نتواند از خودش مراقبت کند.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
در افرادی که در کودکی، مسوولیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر را برعهده داشته اند، احتمال اینکه در ارتباط های جدی زندگی شان سراغ افراد وابسته بروند بیشتر است. بعضی افراد، نیاز شدیدی دارند به اینکه احساس کنند فرد دیگری به آنها نیاز دارد، اینطوری احساس قدرت و ارزش می کنند. به علاوه، بعضی ها، وقتی می بینند طرف مقابل چقدر وابسته است، از اینکه بخواهند او را ترک کنند به شدت دچار احساس گناه می شوند.

آخرش چه می شود؟
افراد وابسته می توانند دیگران را به ستوه بیاورند. برای هر چیزی می خواهند نظر دیگران را داشته باشند و خودشان نمی توانند به تنهایی تصمیم بگیرند. باید سعی کرد او را عادت به مستقل تر بودن داد. به جایش انتخاب نکرد. اگر برای درمان اقدام شود فراموش نکنید که او تنها برای کسب رضایت دیگران حاضر به مراجعه است و خیلی نباید دل به درمان بست. باید سعی شود روابط اجتماعی او را گسترش داد و اگر تصمیم به قطع رابطه گرفته شد، باید برای سیل اشک هایش نیز آماده شد.

 

12- محبوب سرسخت (اختلال شخصیت وسواسی)

علائم:
* ذهنش مشغول جزییات است و با اهمیت دادن به محدودیت ها، فرصت تفریح را از خود می گیرد.
* آنقدر کمال گرایی او زیاد است که نمی تواند کارهایش را به پایان ببرد.
* خود را حسابی وقف کار می کند.
* بسیار پایبند اخلاقیات است و در این زمینه هیچ انعطاف پذیری ندارد.
* نمی تواند از وسایل قدیمی خودش دل بکند و حاضر نمی شود آنها را دور بیندازد.
* حاضر نمی شود در کاری با دیگران همکاری کند، مگر اینکه همه چیز مطابق میلش انجام شود.
* معمولا خیلی خسیس است و به سختی برای خودش و دیگران پول خرج می کند.
* غالبا لجباز و یکدنده است و می خواهد خودش، همه را تحت کنترل داشته باشد.

چرا جذب چنین آدمی می شوم؟
این افراد در نگاه اول، آدم های منضبط و با اخلاق و سختکوش به نظر می رسند و دارای ویژگی هایی هستند که همه آنها را تحسین می کنند. در بعضی موارد افرادی جذب چنین آدم هایی می شوند که خودشان را آدم های بی نظمی می دانند و با این کار انگار می خواهند بی نظمی های خود را بپوشانند یا جبران کنند. به علاوه عده ای هستند که به شدت اعتقاد دارند یکی از زوج ها باید به سختی کار کند و دیگری، چیز زیادی از زندگی و کارهای مهم آن سر در نیاورد.

آخرش چه می شود؟
زندگی با شخصیت وسواسی سخت است چون کم کم تبدیل به آدمی می شود که نقشی در زندگی ندارد، برایش تصمیم می گیرند، برنامه ریزی می کنند، بودجه را هم تعیین می کنند. به علاوه، این افراد بیشتر وقت خودشان را سر کار می گذرانند و از دیدن برنامه های کاری خود بیشتر به هیجان می آیند تا دیدن خانواده! البته اینکه سختکوش هستند؛ خیلی خوب است ولی وقتی هیچ زمانی برای تفریح ندارند و دلشان هم نمی آید پولی خرج کنند، چه فایده؟ خبر خوب اینکه احتمال درمان وجود دارد.

[در فیلم «آملی» شخصیت آملی عاشق جزییات است. به چیزهایی توجه می کند که کسی متوجه آنها نمی شود. عادت های عجیب و غریبی هم دارد که دیگران را به تعجب وامی دارد.]
منبع:برترین ها

 

 

شكسپیر:
برای چراغهای همسایه ات نیز نور آرزو کن ، بی شک محیط اطرافت روشن تر خواهد شد


کرم کارامل بخوریم یا ژله یا بستنی یا کیک یا میوه؟

 


مقایسه‌ی 5 دسر رایج


دسر به وعده‌ای گفته می‌شود که درست 20 تا 30 دقیقه بعد از اتمام وعده غذایی اصلی سرو می‌شود؛ آن هم به منظور هضم بهتر غذا.

عرش نیوز ؛
برخی برای این وعده، خوراکی‌های شیرین را انتخاب می‌کنند و برخی خوردن یک عدد میوه تازه را ترجیح می‌دهند. به این ترتیب داشتن عادت به خوردن هر یک از گزینه‌های یادشده، می‌تواند نتایجی را به دنبال داشته باشد که ما در ادامه به همین موارد پرداخته و عاقبت خوردن 5 دسر رایج را برایتان برشمرده‌ایم.


میوه تازه

انواع میوه‌های فصل به خصوص آن‌هایی که منبع بتاکاروتن و ویتامین C هستند، می‌توانند دسری مناسب بعد از مصرف غذای اصلی باشند.

نکته اینجاست که در صورت ابتلا به بیماری‌های گوارشی فرد می‌تواند کمپوت این میوه‌ها را مورد استفاده قرار دهد. به این ترتیب نیاز به هضم کمتری پس از خوردن این گروه از مواد غذایی خواهد بود.

بنابراین اگر اضافه‌ وزن دارید و در حال کم کردن آن هستید، بهتر است به عنوان دسر یک عدد سیب یا پرتقال میل کنید. به این ترتیب به جای کالری، فیبر بیشتری را دریافت کرده‌اید که نه‌ تنها سیرکننده است، بلکه باعث افزایش وزن هم نمی‌شود.

ژله

خیلی‌ها تصور می‌کنند که خوردن ژله از پوکی استخوان جلوگیری می‌کند در حالی که سخت در اشتباه هستند زیرا این دسر بیش از کلسیم دارای شکر است بنابراین می‌تواند باعث چاقی شود که خود زمینه‌ ساز پوکی استخوان است؛ بنابراین مصرف ژله برای تنوع اشکالی ندارد (آن هم به صورت کم‌ شکر و مخلوط شده با تکه‌های انواع میوه تازه) اما برای تأمین کلسیم مورد نیاز می‌توانید غذایی مانند فرنی را انتخاب کنید که از شیر تهیه شده است.


کیک

آن‌هایی که به خوردن چای بعد از غذا عادت دارند، می‌توانند خوردن آن را برای یک ساعت به تعویق بیندازند و آن را با یک برش کیک خانگی میل کنند. بهتر است این کیک تازه باشد و با حداقل شکر تهیه شود. البته نوع شکلاتی آن می‌تواند تکمیل‌کننده انرژی مورد نیاز بچه‌های لاغر باشد.

کرم کارامل

این دسر از تخم‌مرغ تشکیل شده است و شکر دارد بنابراین کالری قابل ‌ملاحظه‌ای با خوردن آن دریافت خواهید کرد. بنابراین اگر اضافه‌ وزن دارید یا به بیماری دیابت مبتلا هستید، بهتر است خوردن این دسر را بسیار محدود کنید. نکته دیگر اینکه تخم‌ مرغ موجود در کرم کارامل، برای بیماران کلیوی و کسانی که اسید اوریک بالایی دارند، توصیه نمی‌شود پس این عزیزان هنگام سرو این دسر باید مراقب باشند.

بستنی

در میان انواع بستنی، نوع وانیلی را پیشنهاد می‌کنیم زیرا با خوردن آن احتمال دریافت رنگ یا هر افزودنی دیگر کمتر خواهد بود. البته کسانی که لاغر هستند، کمتر شیر و لبنیات مصرف می‌کنند و از همه مهم‌تر بچه‌های بدغذا می‌توانند بعد از مصرف غذای اصلیشان یک کاسه کوچک بستنی میل کنند.

پیشنهاد

برای خانواده‌ی 4 نفره‌ای که از یک خانم با اضافه‌ وزن و یک آقای ورزشکار و یک دخترخانم در سنین بلوغ و یک کودک 4-3 ساله در سنین رشد تشکیل شده، بهترین پیشنهاد دسر این است: برای مادر خانواده یک عدد میوه نظیر یک عدد پرتقال؛ برای پدر خانواده، یک کاسه کرم کارامل؛ برای دختر خانواده یک برش کیک با یک لیوان شیر و برای کودک 4 ساله یک کاسه بستنی وانیلی. البته خوردن تفننی ژله هم مانعی ندارد.


رنگ ظرف بر طعم غذا تأثیرگذار است

اگر می‌خواهید که از خوردن دسر توت فرنگی بیشتر لذت ببرید به جای تزیین کردن آن با انواع میوه‌ها، دسر را داخل ظرف سفید رنگی سرو کنید. محققان انگلیسی و اسپانیایی در مطالعه‌ای دریافتند که رنگ ظرف غذا می‌تواند بر طعم غذا تأثیر بگذارد.

در این مطالعه محققان، دسر توت فرنگی را در دو ظرف سفید و سیاه رنگ برای 53 داوطلب سرو کردند تا تأثیر رنگ ظرف مواد خوراکی را بر طعم و کیفیت آن ارزیابی کنند.

محققان پس از انجام این بررسی دریافتند افرادی که در ظرف سفید این دسر را سرو کردند نه تنها طعم آن را بیشتر دوست داشتند بلکه آن را خوشمزه‌تر و شیرین‌تر احساس کردند.

تبیان

عامل پوسیدگی دندان کودکان چیست



معاون آموزشی دانشکده دندانپزشکی بوشهر گفت: میان‌وعده‌هایی مانند چیپس، پفک، کیک و بیسکویت باعث پوسیدگی دندان در کودکان می‌شود.


عرش نیوز ؛
سعید باقی در نشستی افزود: والدین تصوّر می‌کنند بر اثر استفاده از قطره آهن، دندان کودکشان پوسیده شده است در صورتی که هیچ دلیل علمی وجود ندارد که قطره آهن باعث این امر ‌شود.


معاون آموزشی دانشکده دندانپزشکی بوشهر بیان داشت: پوسیدگی دندان در کودکانی اتفاق می‌افتد که بهداشت دهان و دندان آن‌ها توسط والدین رعایت نمی‌شود و یا از میان وعده‌های پوسیدگی‌زا مانند چیپس، پفک، کیک و بیسکویت به صورت متناوب استفاده می‌کنند.


عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی اضافه کرد: قطره آهن ترکیبی است که از 6 ماهگی تا 2 سالگی طبق نظر دکتر تجویز می‌شود چون تا قبل از آن به وسیله شیر مادر تأمین می‌شود.


باقی با بیان اینکه به محض رویش دندان‌های کودک باید تمیز کردن آنها توسط والدین شروع شود، گفت: والدین از حدود 6 ماهگی با گاز استریل مرطوب یا مسواک نرم مناسب کودک بدون استفاده از خمیردندان شروع به مسواک زدن دندان فرزند خود کنند.


متخصص دندانپزشکی خاطرنشان کرد: والدین دندان کودکان خود را از یک تا سه سالگی با مسواک بدون خمیردندان تمیز کنند و از 3 تا 6 سالگی از مسواک و خمیر دندان مخصوص کودکان استفاده کنند.


وی با تأکید به اینکه قطره آهن موجب پوسیدگی دندان‌ها نمی‌شود، تصریح کرد: برخی از دندان‌های شیری تا حدود 12 سالگی باقی می‌مانند و در صورت پوسیده شدن هر چه سریع‌تر باید مورد درمان قرار گیرند.


متخصص دندانپزشکی کودکان خاطرنشان کرد: کودکان باید شیر به ‌ویژه شیر مادر را تا دو سالگی و موادی که حاوی آهن هستند مانند حبوبات، گوشت، زرده تخم مرغ و مواد مکمل آهن‌دار را مصرف کنند.


وی با بیان اینکه قطره آهن موجب تیرگی دندان‌های سالم می‌شود، تصریح کرد: برای جلوگیری از تغییر رنگ دندان‌ها موقع مصرف قطره آهن باید قطره عقب دهان ریخته شود و سپس با آب به کودک در فرو بردن آن کمک کنند و بعد از آن دندان‌ها به دقت تمیز شود.


این متخصص تأکید کرد: والدین باید مراقب باشند در صورتی که کودکشان شیر خشک مصرف می‌کنند قطره آهن را در شیشه شیر نریزند و برای اینکه قطره را راحت‌تر به فرزندشان بدهند آن را با یک قاشق آب میوه به نوزادشان بدهند.


وی دلیل اینکه قطره آهن را با آب میوه به کودکشان بخورانند گفت: این کار باعث می‌شود طعم تلخ آهن احساس نشود، ویتامین C موجود در آب میوه‌ها باعث جذب بیشتر آهن در معده و تغییر رنگ کمتر دندان‌ها می‌شود.


مکمل آهن ترکیبی مهم در ساختار هموگلوبین گلبول‌های قرمز خون است که نقش اکسیژن‌ رسانی را بر عهده دارد و در صورت کمبود آهن در بدن باعث کاهش رشد طبیعی (قد وزن)، بهره‌هوشی، قدرت یادگیری، قدرت مقاومت بدن در برابر بیماری‌ها می‌شود و خستگی زودرس، احساس ضعف و بی‌حالی و کم اشتهایی از دیگر عوارض آن است.

فارس

عاملی که باعث "کاهش حافظه" در دیابتی‌ها می‌شود



جدیدترین یافته‌های دانشمندان نشان می‌دهد که مصرف زیاد اين ماده خوراکي موجب کاهش قدرت حافظه می‌شود.


عاملی که باعث "کاهش حافظه" در دیابتی‌ها می‌شود


عرش نیوز ؛
از آنجایی که "لوزالمعده" دیابتی‌ها قادر به عملکرد صحيح و درستی نیست نمی‌تواند به فعالیت خود به درستی ادامه دهد و مواد قندی را در بدن نمی‌تواند تجزیه و تحلیل کنند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که دانشمندان با انجام آزمایشاتی دریافته‌اند که افراد دیابتی از حافظه کمتری برخوردار هستند و دچار "آلزایمر" و "بیماری‌های مغزی" می‌شوند.

پزشکان همواره به دیابتی‌ها توصیه می‌کنند تا با محدود کردن مصرف "شیرینی و قند" و مواد مضر، روند پیری سلول‌های مغزی‌شان را به تاخیر بیاندازند.

تا مغز آن‌ها به درستی به عملکرد مطلوب خود ادامه دهد و "انسولین‌ها" با شیوه بهتری در مغز ترشح شوند.

باشگاه خبرنگاران

کیک !

نیازهای اساسی زن و شوهر در زندگی زناشویی

در این مطلب برخی از اساسی‌ترین آن تفاوتها که در زندگی و رفتار با همسرتان به کار می‌آید، ذکر شده است.


نیازهای اساسی زن و شوهر در زندگی زناشویی


عرش نیوز:
زنان و مردان، نه تنها از نظر جسمی، بلکه در بسیاری موارد از نظر روانشناسانه و نیازهای اساسی نیز متفاوتند. در این مطلب برخی از اساسی‌ترین آن تفاوتها که در زندگی و رفتار با همسرتان به کار می‌آید، ذکر شده است.

1 - مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.

2 - زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان می خواهند راه گشا و منجی باشند.

3 - مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4 - مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5 - تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6 - مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.

 

● نیازهای مردان :

1 - یک شریک جنسی خوب.

2 - یک همدم اهل تفریح.

3 - یک همسر جذاب.

4 - یک منزل دنج و آرام.

5 - تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6 - یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7 - یک همسر وفادار.


 

● نیازهای زنان :

1 - عطوفت و مهر ورزی.

2 - گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3 - صداقت و صراحت.

4 - حمایت مالی.


5 - همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6 - همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.


7 - امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8 - یک همسر وفادار و متعهد.

9 - جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10 - توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11 - احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12 - قدردانی از زحمات آنها.

13 - همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14 - بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15 - در آغوش گرفتن آنها.

16 - پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17 - همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18 - یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19 - یک مرد با اعتماد بنفس.

20 - یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان./بیتوته

.

.

.


طهران - میدان توپخانه - 1320

میدان رژه

 

 

 

 

 

 

 

نظرات خود را به

morshedi2001@yahoo.com

ارسال نمائید

 

 

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به فروشگاه اینترنتی بازاردان.کام میباشد

www.bazardan.com